بی ازار و اذیت

شوخی های با مزه و بی ................
شباهت مردا با خط تاليا: خيلي ارزونن... زياد اعتبار ندارن... دل خوش کنونن... کلاستو اساسي ميارن پايين... مال بد بيخ ريش صاحبشه... ( با پوزش از خدمت آقايون !!!! )
خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پررو نشو
اميد را هيچ وقت ازکسي نگيريد شايد اين تنهاچيزي است که او دارد
وقتی که بارون میاد
برو زیر بارون
هرچقد که تونستی قطره های بارون رو جمع کنی . همونقدر دوستم داری
و هر چقدر که نتونستی جمع کنی . بدون همونقدر من تو رو دوست دارم
مشگل زمانی پیدا میشود که میخواند از بقیه
خوشبخت تر باشند
دوستان خوب قربونتون برم الهی نه نظر دادین نه ایمیل زدین
نه بعد ناهار تشریف اوردین نه نا هار دعوت کردین خوب حق دارم
گلایه کنم شایدم قهر کنم دل یه دختر تنها شکستن دارد نظر دادن خرجی داشت یا یه ساندویچ دعوت کردن؟
اهل دانشگاهم روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم خرده عقلی سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف * مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست * كه در آن زندانيست * دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم * گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد * چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم * دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم * قبله ام آموزش
جانمازم جزوه * مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم * كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست * مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم * نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت * همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بودو معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز * مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا * بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه * به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم * رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم * در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم * از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم * هنگام خطابه * به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود * همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك * جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم * قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم * من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم * من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه * در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد * كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست * سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه،دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد * همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد * همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم
اگر در جايي كه نمي دانيم كجاست ، گوسفندي كه نمي شناسيم ، گلي را خورده يا نخورده
باشد ، ديگر هيچ چيز جهان چنان كه هست نخواهد بود.
.
چند وقت است كه يك چيزي توي مغزم قيژ قيژ صدا مي كند. يك چيزي كه هي موس را روي قالب هاي وبلاگ فشار مي دهد و هي رمز عبورها را فراموش مي كند و هي... هي مي خواهد ما را به هم نزديك كند و حالا بعد از سه هفته...
بالاخره وبلاگ من هم افتتاح شد. قصد دارم در اين وبلاگ شعر بنويسم ؛ مقاله ، شايد هم داستان و هم چنين نقد ؛ از شعر ، سينما ، ادبيات و هر چيزي كه به جريان پيوسته شقيقه هايمان مربوط باشد.
اين وبلاگ حرف نگفته زياد دارد. شعر نگفته كه زيادتر!
خيلي خوشحال مي شوم اگر چيزي توي سر شما هم قيژ قيژ صدا كند و موس را روي (نظر بدين) فشار بدهد.
اصلاً بياييد از همين پست اول انگشت هاي كوچكمان را به هم حلقه كنيم و قول بدهيم كه تا آخرش با هم باشيم!
رعنا فداتون مخلصینا
تو در معادله هاي چهار مجهولي
به ضرب و جمع عدد هاي فرد مشغولي
ببين! دوباره مرا در خودت كم آوردي
كه ضلع گمشده ام توي خواب هذلولي
من آن سه نقطه ي گيجم پس از مربّع ها
كه مي رسد به تو از اين روابط طولي
¨¨¨
دو تا پرنده كه از پشت بام مي افتند
دو تا پرنده در اين اتفاق معمولي↓
« شبيه بچگياي من و تو هي مردن »
« دو تا پلندمو كشتي؟ چلا؟ همين جولي؟ »
¨¨¨
...
نگاه كن ! پس از اين گريه چي بجا مانده؟
دو چشم قرمز خسته شبيه گلبولي↓
كه ليز مي شود از بوسه هاي غمگينت
تو در تصّور من شكل فعل مجهولي!
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت و تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست .
دوستت دارم نه به اندازه اقیانوس چون یه روز تموم می شه.
دوستت ندارم به اندازه خورشيد، چون غروب مي كنه.
دوستت دارم به اندازه روت ، چون هیچ کم نمی شه
هزينه اي ندارد ؛ ولي بسيار چيزهاي گرانبهايي مي آفريند.
2.كساني را كه دريافتش مي كنند غني مي سازد ، ولي كساني را كه آن را مي بخشند فقير نمي كند.
3.به سرعت برق مي آيد ، اما خاطره اش تا ابد پايدار مي ماند.
4.هيچ كس آنقدرها غني نيست كه بتواند بي آن سركند و هيچ كس آن قدرها فقير نيست كه نتواند از منافع آن بهره مند گردد.
5.در خانه شادماني و خوشي مي آفريند ، در تجارت خير و بركت مي آورد و نشانه دوستي و محبت است.
6.آن را نمي شود خريد ، گدايي كرد ، قرض گرفت و يا دزديد ؛ زيرا كالايي زميني نيست و تا وقتي بخشيده نشود ، به دست نمي آيد.
پس خنده کن خنده تو را میگم خنده ها ها ه...........
خانم : سلام آقاي مهندس ملانصرالدين
ملا : سلام خانم . بفرماييد.
خانم : من يك سوال دارم. چرا بين آقايان و خانمها تبعيض وجود داره ؟ مثلاً چرا ديه ي زن نصف مرده ؟
ملا : اي خانم ، اين چه حرفيه كه مي فرماييد. اگر با کشتن ، تو را از شوهرت بستانند ، به او نصف ديه می رسد ولی اگر او را بکشند تو صاحب تمام ديه می شوی !!!
خانم : ايولا ملا! الحق كه مدرك مهندسي كه رعنا جون صاحب وبلاگ بهت داده برازندته.
*** همچنين مشاور ما تعداد زيادي نامه از خانمهاي بالاي سي سال و مجرد داشت كه گفتند كمي از مزاياي مجردي بگيم دلشون خنك شه. چشم اينم مزايا :
آدم متاهل، آدمی است که گذشته ای داشته است اما آدم مجرد آدمی است که آینده در برابر اوست
شاکی هستید که زندگیتان یک چیزی کم دارد؟
این خیلی بهتراست تا آن که ازدواج کنید و به این نتیجه برسید که توی زندگیتان یک چیزی اضافی است!!